تبليغاتX
html> .: روشـنفکر جـونم کجایـی ؟ :.
شما دوست عزیز که به طور تصادفی و یا غیر تصادفی وارد این بلاگ شدید با توجه به پست های گذشته انتظار خواندن چه نوع پستی را در بروز رسانی داشتید !

لطفا نظراتتان را بیان کنید. پیشاپیش از همه شما ممنونم.

ــــــــــــــــــــــــــــ

برای خالی نبودن عریضه یه آهنگ از محسن یگانه می ذارم برای دانلود !

من این آهنگ را چند روز پیش از ایستگاه رادیوی جوان واقع در نمایشگاه کتاب شنیدم. برام عجیب بود که رادیو جوان آهنگی از محسن یگانه را پخش می کرد.. البته بگم که روی آنتن نبود و فقط در محوطه پخش می شد. باز جای شکرش باقیه. ترانه خیلی قشنگیه به نظر من.

خاکسترم نکن محسن یگانه

2 نوشته شده در  جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387ساعت 12 PM  توسط میم بنام  مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

مردی که هزار چهره شد !

 

.:مرد هزار چهره :.

سریالی که حرف و حدیث پشت آن بسیار است....

مرد هزار چهره با تیتراژ جذابی شروعی می شود. همه عوامل فیلم با چهره خودشان معرفی می شوند و تم موسیقی تیتراژ هم یکی از آهنگ های جذاب انیگما می باشد.

کلا موسیقی دراین سریال نقش ویژه ای دارد. مخصوصا صحنه های مربوط به خانه آقای قزاقه مندیان(فرهنگ) که همراه با موسیقی زیبای پدر خوانده همراه شده است.

در روزهای ابتدایی پخش سریال مردم نوع دوست و شایعه پرور ایران خبر از شکایت ثبت احوال شیراز از عوامل تهیه این سریال دادند که به بعدا این خبر از سوی این اداره تکذیب شد.

تا کنون خبری مبنی بر شکایت جامعه پزشکی و نیروی انتظامی و اهالی ادب و هنر و مافیای قدرت و ثروت از ایرن سریال به گوش ما نرسیده...

 

مهران مدیری و پیمان قاسم خانی با هنرمندی و دقت فراوانی دست به انتقاد از دستگاه هایی را زده اند که تا کنون کمتر کسی جرات پرداختن به آن را داشت.لازم به ذکر است این سریال به صورت گروهی نوشته شده است.محراب قاسم‌خاني، سروش صحت، اميرمهدي زوله و خشايار الوند گروه نويسندگان مجموعه «مرد هزار چهره» را تشكيل مي‌دهند كه به سرپرستي آنها پيمان قاسم‌خاني به عهده دارد.

 

1:وقتی بهروز افخمی فساد یک پرستار را در فیلم شوکران به تصویر کشید با انتقاد های فراوانی از سوی جامعه پزشکی روبرو شد و مشکلاتی برای این فیلم ساز به وجود آمد اما واقعا این فرافکنی ها باعث می شود مردم از فساد موجود در میان بعضی- تاکید می کنم بعضی- از پزشکان و پرستاران نا آگاه باقی بمانند ؟!

کافیست سری به بیمارستان های خصوصی بزنید تا از نزدیک از روابط بسیار نزدیک انترن ها و پرستاران آن بخش آشنا شوید...

حال به علت ممیزی های موجود در تلوزیون از نشان دادن این بخش از فساد صرف نظر شده و صرفا به مقوله شغل دوم دکترها و روابط خانوادگی به جای ضابطه های قانونی و پارتی بازی ها اشاره شده است.

 

2:نیروی انتظامی در طرح مبارزه با اراذل و اوباش با انتقادهای فراوانی روبرو شد. از جمله این انتقاد ها بحث رعایت نکردن قانون در نحوه دستگیری متهمان بود. خشونت پلیس به هنگام دستگیری این اراذل اگر چه مورد تشویق اهالی آن منطقه قرار گرفت اما به لحاظ قانونی بر خورد پلیس خارج از موازین قانونی دستگیری متهمان بود.

و حالا سرهنگ قلابی سریال به خوبی نشان داد در اداره پلیس براحتی می توان سلیقه ای عمل کرد و مواردی مثل شکنجه متهمان هنگام بازجویی, دستگیری فله ای, و استفاده از سرباز ها برای کار های شخصی رایج می باشد.

 

3:محافل ادبی هم از زیر تیغ تیز انتقاد این سریال خارج نبوده اند...

کافه خانم نیکی محل تجمع عده ای از اهالی هنر بود که به واقع مغز آنها از همه چیز پر بود به غیر از ذوق هنری...

قرن ما شاعر اگر داشت....هوا بهتر بود !

در این جمع ورشسته که دور هم جمع شده اند هر کدام از این مردان و زنان نماینده قشر خاصی از منحرفین این جامعه بزرگ ادبی هستند...

خانم نیکی زنی که تشنه تعریف و تمجید است و این مردان را دور خود جمع کرده تا برای آثار هنری(!) وی به به و هورا کنند...

سروش صحت نماینده قشری از نویسندگان است که گرایش چپ دارند و سکولاریزم در عقاید آنان موج می زند...و دستگیری خود را ترفندی برای معروف شدن می داند.

سعید پیردوست ســــیـگار (سیگاری) می کشد و اعتیاد دارد و همین اعتیاد باعث پریشانی ظاهری وی شده و همین پریشانی ظاهر وی باعث محبوبیت او برای اطرافیان !

و نادر سلیمانی ادا و اطوار خاصی دارد و می بینیم هنگامی که مسعود شصتچی با آن دختر(دختری که با خواندن کتاب وی دست خودکشی زد ولی هنوز زنده است) مشغول صحبت راجع به شعر است ناراحت و حسود به نظر می رسد و تمایل درونی به جذب دختران دارد.

براستی همه این موارد وجود دارد

.

.

.

....ندارد ؟

 

 

4:مافیای قدرت و ثروت

در انتقاد از این گروه سعی شده جنبه کمیک قضیه مد نظر قرار بگیره. اما هستند کسانی که هر کاری, در هر جایی که دلشان بخواهد انجام می دهند.

.

.

اینطور نیست ؟

 

2 نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم فروردین 1387ساعت 6 PM  توسط میم بنام  مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

پست ویژه نوروز نداریم !

 

پست ویژه نوروز ندارم !

 

2 نوشته شده در  پنجشنبه یکم فروردین 1387ساعت 1 AM  توسط میم بنام  مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

چه کسی می تونه باور کنه غیر از یه احمق !
 

نقل از وبلاگ هودر (حسین درخشان)

نمی‌خواستم درباره‌اش چیزی بنوبسم. ولی الان دیدم که آرش آبادپور (کمانگیر) به کمک رفقای اسراییلی دست‌راستی‌اش حسابی دارد روی آن ویدیوی ساختگی و قلابی اش که در آن دو بازیگر آماتور در لباس مثلا نیروی انتظامی دارند یک جوانی را که موهایش بلند است اذیت می‌کنند و ظاهرا آن را با وسایل جوشکاری می‌سوزانند مانور می‌دهد.

ولی الان دیدم که به کمک ژولین پن، که قبلا در سازمان خبرنگاران بدون مرز بود و الان رفته در کانال فرانس ۲۴ و از آنجا همان پروپاگاندای ضد ایران، روسیه، کوبا، سوریه و ... را ادامه می‌دهد، این ویدیو را در صفحه‌ی اولش گذاشته و حسابی دارد برایش تبلیغ می‌کند، همانطور که در شغل قبلی‌اش می‌کرد.

این ویدیو نمونه‌ی جدیدی از کارهای سبک مجاهدین خلق است که ظاهرا سلطنت‌طلب‌ها هم آن را یاد گرفته‌اند و چند وقت پیش هم یک مدل دیگرش آمده بیرون که در آن مثلا چند افغانی به یک ایرانی تجاوز می‌کردند و می‌خندیدند و اینها. این یکی حتی بیشتر از آن مسخره و ساختگی است.

آخر مگر شهر هرت است که کسی بتواند وسط کلانتری و در روز روشن، بدون اینکه صورتش را بپوشاند و با لباس و درجه‌اش (که اتفاقا قلابی است و بجای روی شانه، روی بازو است) و با خونسردی بخواهد آن هم جلوی دوربین با کسی چنین کاری بکند؟ اصلا مگر کسی تا حالا در عمرش دستگاه جوشکاری دست یک پلیس ایرانی دیده که حالا بخواهد از آن برای سوزاندن موی کسی استفاده کند؟ اگر قرار است موهای طرف را بچینند، که خب با قیچی راحت تر است. اگر هم قرار است شکنجه‌اش بدهند، که با سوزاندان مو کسی شکنجه نمی‌شود، چون هیچ دردی ندارد.

در شرایطی که پلیس ایران بخاطر رقابت‌های حزبی و جناحی به شدت زیر بازرسی است و مثلا کسی مثل رییس پلیس تهران را بخاطر تخلف از قانون دستگیر و مجازات می‌کنند، با چه انگیزه‌ای دو درجه‌دار نیروی انتظامی باید بدون نگرانی از اینکه شغلشان را از دست بدهند
جلوی دوربین چنین کاری را بکنند؟

این ویدیو و نمونه‌هایش مشابهش که احتمالا به عنوان یک مدل به زودی در خواهند آمد، یک دروغ بی‌شرمانه بیش نیست و کاملا هم معلوم است چرا ساخته شده و توسط امثال آرش کمانگیر (با توجه به خدماتی که به دشمنان وطنش می‌دهد، چقدر این اسمش با مسما است) و موجودات بی‌شرف دیگری مثل او با این وقاحت بی‌مانند بخاطر ۱۵ دقیقه شهرت و یک مشت دلار بی‌ارزش در اینترنت پخش می‌شود. لابد امروز و فردا هم در صدای آمریکا صدها بار پخشش می‌کنند، که «آی، ببینید این ملاها چقدر وحشی هستند. باید با جنگ یا تحریم اینها را نابود کنیم.» نوری‌زاده هم لابد باز جلوی دوربین اشکی می‌ریزد و روضه‌ی بیرحمی‌های سعید امامی در سونای زعفرانیه را می‌خواند و به مرجع تقلید قلابی‌اش «آیت الله العظمی» کاظمینی بجنوردی سلام می‌فرستد. چشمهایمان را باز کنیم.

تکمیل:
- جالب اینجاست که همین مهندس آرش آبادپور تمام وبلاگش برای این است که اگر مثلا ایران موکشی به هوا فرستاد یا مثلا هواپیمایی ساخت یا کاری کرد، این آدم برود و به زور ثابت کند که این عکسها قلابی است و ایران دارد دروغ می‌گوید. اسم خودش را هم می‌گذارد کمانگیر که یعنی من خیلی وطن‌پرست و ضد عربم!

***

این هم قسمتی از وبلاگ آرش کمانگیر :

Cut your hair or we'll do it for you

This video was sent to us on Sunday by our Iranian Observer, blogger Arash Kamangir, who says that the young man in the clip has been arrested for having long hair. The video has provoked strong reactions on the Iranian blogosphere and floods of comments on YouTube. We don't know where or when it was filmed yet, but the men's uniforms seem to be those of the Iranian police force. We'll try to provide further information during the course of the day. Warning, you might find the images upsetting.

UPDATE 1 (10.03.08 - 4pm): The link to the video was first posted on Balatarin, a Farsi site where web-users vote on the quality of publications. And so the polemic began. The video has already been watched 34,000 times on YouTube, resulting in many strong reactions. Some say the video is fake, others say that it's not rare for young Iranians to have their heads' shaved because long hair is seen as too western. We still don't know who the man is or why he was being grilled.

The contributors

Arash Kamangir's picture

 

شما نظرتون راجع به ویدیو چیه ؟

در ساختگی بودنش شکی نیست.اینکه چند بار کات می خوره و یا همه چیز با خونسردی کامل انجام میشه و...

اما چیزی که عذاب آوره اینه که افرادی هستند که باور دارند این واقعیت ساختگی را ! و با جون و دل ازش دفاع می کنند.

کاش سازندگان این ویدیو کمی شعور مخاطب را هم مد نظر می گرفتند هر چند که شعور مخاطبان خاص خودشان بسیار پایین تر از این حرف ها است.

2 نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386ساعت 6 PM  توسط میم بنام  مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

تـو معـرکه ای حاتمی کیا (ویژه قسمت آخر سریال حلقه سبز)

 

 

کدوم واژه می تونه وصف کنه این همه زیبایی را. قسمت آخر سریال حلقه سبز خیلی من را تحت تاثیر قرار داد...تفاوت عشق حقیقی و پایدار با عشق به دنیا که ناپایدار هست را به خوبی نشان داد.

مخاطب این سریال نباید دنبال این باشه که فرجام این قلب چی شد, قلب به کی میرسه به کی نمیرسه. ظاهر ماجرا غیر از این نبود(سرنوشت یک قلب) اما چه زیبا قاصدک ها از آسمون میان تا به ما بگن تو کار خودت را انجام بده بذار خدا هم کار خودش را انجام بده...

 

 

آخرین گفتگو های حسن و گلبهار

 

گلبهار: توی این یه هفته ای که با تو بودم مثل یه عمر گذشت...

حسن: یه عمر, یه عمر یعنی 7 روز.... پس با این حساب...امشب, که شب آخر هفته است, میشه جمعه

گلهبار: من جمعه شب ها رو هیچوقت دوست نداشتم...

.

.

.

گلبهار :من دیدمت...دیدمت  تو اونوری نشسته بودی...چی از خدا خواستی ؟

حسن: مثل بقیه...منم ازش معجزه خواستم.

گلبهار: معجزه...

حسن:گلی من اونجا توی ضریح امام زاده.... گریه کردم, باورت میشه

گلبهار:چقدر بزرگ شدی..خیلی بزرگ شدی...

.

.

.

خانم معلم: من یه زمزمه های شنیدم...یکی می گفت از دنیا سیر شده...تو هم شنیدی؟

گلبهار : شما خواب بودی...

خانم معلم :درسته خواب بودم...اما اگه از خواب می پریدم  بهش می گفتم که... اگه زندگی حرمت نداشت پس چرا خانم دکتر روزبهانی این همه زحمت کشید منو از زندان بیرون بیاره...

 

 

زمزمه هایی که خانم معلم شنید, از زبان گلبهار بود...گلبهار عاشق بود !

عاشق واقعی...عاشق واقعی کسی هست که خودخواهی نداره...گلبهار می خواست بیدار بمونه تا شاهد یک معجزه باشه...

مرگ گلبهار اصلا تلخ نبود...این عرفانی ترین نگاه به مرگ بود...

دختری که از روستای خودش فرار کرده و آواره غربت شده و اینجا تن به خفت و خواری نداده...همه تلاشش را کرد تا روح حسن گلاب آسوده باشه ودر این سفری که شروع کرد وجود خودش را از همه مادیات رها کرد...

اون از کوروش حجتی دل کند...

آپارتمان  و زندگی بی دقدقه را رها کرد...

موقعیت حرفه ای خودش را فدای حقیقتی کرد که باور داشت...

اون عارف بود و در 7 روز همه وجودش را پر از عشق کرد...

و در روز هفتم...مثل دختر های عاشق دنبال گمشده اش بود...و با مرگش توانست به عشقش برسه.

اگر از نگاه سطحی به داستان نگاه کنیم شاید بگیم قشنگ تر بود که قلب حسن را به گلبهار پیوند بزنند و زندگی دوباره به او بدهند...اما به قول حسن آخرش که چی ؟...واقعا آخرش که چی ؟

 

و چه زیبا گلبهار روزبهانی در عشق خودش فنا میشه  و با لبخندی که داره از این دنیا میره...

 

و اما حسن گلاب

 

باز هم هنگام  اذان صبح هفتم روح او مرتبه از کمال را طی کرد. مرتبه ای که باید بگذری تا بگیری...روز آخر برای حسن گلاب سرنوشت ساز بود... و بهترین ها را انتخاب کرد.

او گذشت  از دلبستگی ها...و به آنچه که از خدا می خواست رسید. گلبهار و حسن بار خود را سبک کردند و توانستند مثل قاصدکها پرواز کنند...

 

با این دید زندگی معنای قشنگ تری پیدا نمی کنه ؟

 

 

تو معرکه ای حاتمی کیا !

 

2 نوشته شده در  شنبه یازدهم اسفند 1386ساعت 7 PM  توسط میم بنام  مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

چو ایران مباشد تن او مباد !

 

تی شرت های فارسی

 

کسی می دونه این تی شرت که روش نوشته " چو ایران مباشد تن من مباد " بر تن این فرنگی چی کار می کنه ؟

 

حدود 3 سال پیش یک طراح مد ایرانی مقیم انگلیس فکر بکری به سرش زد و تصمیم گرفت کلمه های مثل عشق ,شمع و پروانه و همچنین چند بیت از شعرای بزرگ ایران زمین را با خط نستعلیق روی تی شرت ها طراحی کنه.

این تی شرت ها که ظاهر عجیبی داشت کم کم مورد توجه خارجی ها قرار گرفت و استقبال خوبی ازش شد. مبارکشون باشه...

 

اما سوال اینجاست مسئولین محترمی که نگران پوشش جوانان ایران هستند آیا پوشش جایگزین و مناسبی برای جوانان زیبا پسند ایرانی طراحی کرده اند ؟

چرا تی شرت هایی که به این زیبایی طراحی شده نباید در ایران هم تولید بشه ؟

 

" چو ایران مباشد تن من مباد " چه چیز از این زیبا تر ؟

یادمه بهرام رادان در اختتمایه جشنواره بیست و پنجم از همین تا شرت ها تنش بود که مطمئنا سفارشی براش آورده بودن !

 

امسال سال اتحاد ملی و انسجام اسلامی هست اما متاسفانه مسئولین کمتر رغبت دارند دست از برگزاری همایش ها و کنفرانس ها بردارند و کمی هم قدم در راه عمل بگذارند.حمایت از تولید چنین تی شرت هایی توسط یک مقام مسئول فرهنگی می تونست یک قدم خیلی کوچک در راه شعار اتحاد ملی باشه اما نمی دونم تا کی باید شعار بشونیم !

 ******

اطلاعات تکمیلی

۱:طراحی این تی شرت ها توسط نیما بهنود انجام شده.سایت نیما بهنود www.nimany.com

۲:شرکت Nimany در امریکا شروع به تولید لباسهای سبک سنتی ایرانی کرده.

۳:میترا حجار و بهرام رادان هم مانکن این تی شرت ها شده اند.

بهرام رادان

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

2 نوشته شده در  پنجشنبه نهم اسفند 1386ساعت 1 AM  توسط میم بنام  مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

اعدام در ایران
 

رادیو فردا : ۱۰ نفر در ايران به دار آويخته شدند

دیگه حالم بهم می خوره از این شیوه نگارش خبری.

حالا جرم این ۱۰ نفر رو بخوانید از زبان خود همین رادیو فردا

" ايرج ۲۴ ساله و سجاد ۲۵ ساله اعتراف کرده بودند که دو سال پيش برای قاچاق مواد مخدر به اهواز رفته و در آنجا مردی را با شليک گلوله، ضربه چاقو و سنگ به قتل رساندند.

اميد ۳۰ ساله نيز که با شليک گلوله، راننده ای را کشته و خودروی وی را به سرقت برده بود، در اصفهان به دار آويخته شد. اميد، جسد راننده خودرو را در باغچه خانه خود در گلپايگان  دفن کرده بود.

از سوی دیگر، شعبه دادگاه کيفری استان تهران روز سه شنبه اعلام کرد: پسری ۱۹ ساله را که یک نفر را با ضربه های شمشيری تزئينی کشته بود، به قصاص محکوم کرده است.

و...  "

2 نوشته شده در  پنجشنبه دوم اسفند 1386ساعت 1 AM  توسط میم بنام  مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

Somebody's Me
 

ترانه Sombody's Me از آلبوم آخر Enrique Iglesias  با عنوان Isonomic خیلی منو تحت تاثیر قرار داد. کلا آلبوم زیبایی هست پیشنهاد می کنم اگه هنوز دانلود نکردید حتما این کار رو انجام بدید.

Sombody's Me موزیک اسپانیایی فوق العاده آرامش بخشی داره. سبک این ترانه blues هست و شعر این آهنگ به نظرم خیلی زیباست. جایی که غیر مستقیم اشاره می کنه یه نفر به تو احتیاج داره...

 بر آن شدم تا ترجمه شعر رو براتون بنویسم.اگر ترجمه ایراداتی داره که حتما داره خوشحال می شم گوشزد کنید. آهنگ رو هم می تونید از اینجا دانلود کنید.

دانلود ترانه Sombody's Me

?You, do you remember me

تو, آیا مرا بخاطر می آوری ؟................................................................................................
?Like I remember you

مثل من که تو را در یاد دارم ؟............................................................................................
Do you spend your life

?Going back in your mind to that time

آیا فرصت می کنی به گذشته برگردی و آن زمان را به یاد آوری ؟............................................

 

می تونید در ادامه مطلب از ترجمه کامل استفاده کنید


 

 


ادامه مطلب
2 نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386ساعت 11 AM  توسط میم بنام  مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin