تبليغاتX
html> .: ____________________ :.
تـو معـرکه ای حاتمی کیا (ویژه قسمت آخر سریال حلقه سبز)
 

کدوم واژه می تونه وصف کنه این همه زیبایی را. قسمت آخر سریال حلقه سبز خیلی من را تحت تاثیر قرار داد...تفاوت عشق حقیقی و پایدار با عشق به دنیا که ناپایدار هست را به خوبی نشان داد.

مخاطب این سریال نباید دنبال این باشه که فرجام این قلب چی شد, قلب به کی میرسه به کی نمیرسه. ظاهر ماجرا غیر از این نبود(سرنوشت یک قلب) اما چه زیبا قاصدک ها از آسمون میان تا به ما بگن تو کار خودت را انجام بده بذار خدا هم کار خودش را انجام بده...

 

آخرین گفتگو های حسن و گلبهار

 

گلبهار: توی این یه هفته ای که با تو بودم مثل یه عمر گذشت...

حسن: یه عمر, یه عمر یعنی 7 روز.... پس با این حساب...امشب, که شب آخر هفته است, میشه جمعه

گلهبار: من جمعه شب ها رو هیچوقت دوست نداشتم...

.

.

.

گلبهار :من دیدمت...دیدمت  تو اونوری نشسته بودی...چی از خدا خواستی ؟

حسن: مثل بقیه...منم ازش معجزه خواستم.

گلبهار: معجزه...

حسن:گلی من اونجا توی ضریح امام زاده.... گریه کردم, باورت میشه

گلبهار:چقدر بزرگ شدی..خیلی بزرگ شدی...

.

.

.

خانم معلم: من یه زمزمه های شنیدم...یکی می گفت از دنیا سیر شده...تو هم شنیدی؟

گلبهار : شما خواب بودی...

خانم معلم :درسته خواب بودم...اما اگه از خواب می پریدم  بهش می گفتم که... اگه زندگی حرمت نداشت پس چرا خانم دکتر روزبهانی این همه زحمت کشید منو از زندان بیرون بیاره...

 ...


ادامه مطلب
2 نوشته شده در  شنبه یازدهم اسفند 1386ساعت 7 PM  توسط میم بنام  |