اپیزود اول
موبایل رو از جیبش در میاره, با دکمه هاش ور میره، بالا پایین می کنه, sasy mankan, وارد فولدرش میشه, paly رو میزنه, ولوم میده...
{صدای موبایل} وای وای وای پارمیدای من کوش، وای وای وای میرم از هوش !
تو منو دوس داری اره، لبات گیرایی داره، فدات بشم دوباره ، این قلب من تازه کاره، حالا خارجکی بوس کن منو، خودتو ملوس کن نرو، بیا کنارم بشینو بعد دلو بلوتوس کن نرو، واسه قلب تو منم کاندیدا، بدون عاشق تو شدم پارمیدا، دلم به هیچ سمتی نه پیش نرفت
اخه چقدر خوشگلی بی شرف؟
ــــــــــــــــــــــــــــــ
اپیزود دوم
بعد از ظهر یک روز پر کار, وارد اطاقش میشه, از بین کاست های قدیمی یکی رو انتخاب می کنه روش نوشته فریدون فروغی, کاست رو میذاره تو ضبط, کتابی از قفسه بر میداره و روی میز میذاره,روص صندلی اش میشینه و استراحت میکنه, فنجان چای رو دستش میگیره و به پنجره نیمه باز اطاقش نگاه می کنه که پرده اش کمی تکون می خوره...دکمه ضبط رو فشار میده...
{صدای ضبط} تن تو ظهر تابستونو به یادم میاره...رنگ چشمای تو بارونو به یادم میاره...
وقتی نیستی زندگی فرقی با زندون نداره...قهر تو تلخی زندونو به یادم میاره من نیازم تو رو هر روز دیدنه...وز لبت دوستت دارم شنیدن
تو بزرگی مثل اون لحظه بارون میزنه تو همون خونی که هر لحظه تو رگ های منه..
تو مث خواب گل سرخی لطیفی مثل خواب.. من همونم که اگه بی تو باشه جون می کنه...
ــــــــــــــــــــــــ
همین !