تبليغاتX
html> .: روشـنفکر جـونم کجایـی ؟ :.
یادداشت های جشنواره ای

وقتی همه خوابیم

بهرام بیضایی

A0448026.jpg

 

مژده شمسایی، علیرضا جلالی‌تبار، حسام نواب صفوی، شقایق فراهانی، هدایت هاشمی، سحر دولت‌شاهی، مجید مظفری، حسین محب‌اهری، رضا مختاری، افشین خورشیدباختری، امیركاوه آهنین‌جان، علیرضا اولیایی، رضا دیلمی، محمد رضایی

 

مطلب زیادی راجع به متن فیلم منتشر نشده بود, حتی موضوع داستان اینچنین بیان شده بود "یک برخورد اتفاقی" و حالا همه منتظر بودند تا ببیند اثر تازه استاد چگونه خواهد بود.

من فقط در مورد موضوع داستان میگم و اینکه اکثر تماشاگران چه رایی دادند,

فیلم روایت مراحل تولید یک فیلم دیگر را نشان می دهد که کارگردان فیلم تحت فشار تهیه کنندگانش مجبور می شود نقش اول مرد و زن را عوض کن و به جای بازیگران تئاتری از سوپر استار ها استفاده  کند تا فیلم فروش بیشتری بکند...تهیه کننده فیلم با جذب اسپانسر های جدید فیلنامه را هم تغییر می دهد و کارگران را مجبور می کند که باب میل وی رفتار کند, اختلاف تا جایی بالا می گیرد که کاگردان فیلم هم به جمع عوامل جدا شده از فیلم می پیوندد و به کل موضوع فیلمنامه قبلی تغییر می کند و تا پایین ترین حد ممکن تنزل پیدا می کند تا گیشه پسند بشود.

در این میان روابط پشت پرده عوامل سازنده فیلم و دست های پنهانی که دخالت می کنند نشان داده می شود....

در این فیلم دو داستان دنبال می شود یکی داستان کارگردان,بازیگرانش و مشکلات آنان و دیگری داستان همان فیلمنامه می باشد که حرف اصلی فیلم بیضایی در همان است. داستان فیلمنامه قصه زنی را روایت می کند که شوهر و فرزندش را در یک تصادف رانندگی از دست داده و پس از یک سال به طور اتفاقی با مردی آشنا می شود که به اتهام قتل همسرش در زندان بوده و سپس تبرئه شده. مطمئنا با یک بار دیدن این فیلم نمی توان مطلبی در مورد آن نوشت. من هم بیش از این جسارت نمی کنم. یک نکته هم در مورد آرای تماشاگران بگم که اکثرا متوسط را انتخاب کردند, درصد کمی خوب و از آن کمتر ضعیف را برگزیدند.

 

ــــــــــــــــــــــــــــــ

 

بیست

عبدالرضا کاهانی

A0495558.jpg

 

پرویز پرستویی،مهتاب کرامتی،حبیب رضایی،علیرضا خمسه

فیلم داستان مرد تالار داری است که به دلیل بیماری روحی مجبور است آنجا را تعطیل کند, ولی کارگران آنجا راضی نیستند و...

 

این اولین فیلمی بود که از آقای کاهانی می دیدم, وی آثار آدم و آن جا را در کارنامه خود دارد که هنوز اکران نشده اند. بیست خیلی راضی کننده نبود, به سختی میشه متوجه شد حرف اصلی داستان چیه....فیلم زندگی فقیرانه و غمبار کارگران را نشان می دهد, کل فضای فیلم آکنده از غم و اندوه است, رفتار صاحب تالار با آنان بد و حقیرانه می باشد, صاحب تالار که تنها زندگی می کند و مشکلات روحی دارد بر فروش آنجا اصرار دارد و کارگران همه ناراحت هستند...سرانجام وی از تصمیمش منصرف می شود و راضی به ماندن کارگردان می شود. در شب عروسی یکی از کارگران تالار که در همانجا برگزار میشده صاحب تالار حالش بد می شود به اطاقش می رود و همانجا می میرد !

خب نمی دونم چی باید در مورد این فیلم گفت....حیف این همه هزینه...راستی تهیه کننده این فیلم هم خانم پوران درخشنده بودند, بازی بازیگران واقعا عالی بود...

 

ــــــــــــــــ

 

سوپر استار

تهمینه میلانی

 

فرزاد فرزین برای ستاره‌های سینمای ایران در «سوپراستار» می‌خواند

 

شهاب حسینی، محمدرضا شریفی‌نیا، سارا خوئینی‌ها، فتانه ملک‌محمدی، فریبا کوثری، نسرین مقانلو، افسانه بایگان، السا فیروزآذر و لیلا زارع

 

فیلم داستان زندگی سوپر استاری(شهاب حسینی)را نشان می دهد که بسیار خودشیفته و مغرور است و مدام غرق در تفریحات و خوشگذرانی با دوستان خود می باشد.اما آشنایی او با دختری که ادعا می کند دختر خودش است  باعث می شود مسیر زندگی وی تغییر کند و…

 

گرایش های فمینیستی در کار های تهمینه میلانی همیشه به چشم می خوره اما میشه گفت تقریبا "سوپر استار" از این لحاظ خنثی است. وی از آن دسته کارگردان هایی هست که فیلم هایش مشکلات و معضلات اجتماع را بیان می کند و این بار موضوع فساد و بی بند و باری در میان هنرپیشگان مطرح شده است. من خیلی از فیلم خوشم نیومد و نمره منفی بهش دادم, به نظرم شخصیت ها خیلی سیاه و سفید نشان داده شده بودند و در شخصیت پردازی اغراق شده بود…آدمی که سال ها الکی و سیگاری و بی بند و بار بوده به راحتی همه کار های گذشته را ترک می کند… فیلم می خواهد نوعی بازگشت به خود و پیدا کردن خود واقعی را نشان دهد ولی راه های عملی را برای آن مشخص نمی کند...

سوپر استار داستان به راحتی تحت تاثیر حرف های ساده و معمولی دختر که سیگار کشیدن و مستی و بی بنداری را نفی می کند قرار می گیرد. داستان برای توجیح این ضعف از حس پدرانه استفاده می کند و برای نشان دادن سادگی حرف های آن دختر وی را شبیه فرشته ها تجسم می کند. شخصیت دختر داستان شبیه شازده کوچولو اثر آنتوان دو سنت می باشد که یک روز آمد روی زمین و زندگی خلبان را برای همیشه تغییر داد و رفت...دختر قصه هم انتهای داستان گذاشت و رفت, همچنین یک جای داستان کتاب شازده کوچولو را بین وسایل دختر نشان می دهد که اشاره به همین مساله دارد...

در کل اگر به جای استفاده از فرشته ها و شخصیت های ماورایی که چون و چرا ندارند, یک سیره عملی و عینی برای تغییر رفتار نشان داده شود بسیار موثر تر خواهد بود. اگر پرسیده شود چرا به یک باره این آدم بی بند بار تبدیل به یک انسان خوب شد جوابش حس پدرانه و معصومیت آن دختر می باشد اما آیا همه کسانی که دچار این مشکلات شده اند دختری دارند که این چنین از وی تاثیر بپذیرند ؟

2 نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم بهمن 1387ساعت 2 AM  توسط میم بنام  |